خاموشی اینترنت در ایران؛ تهدیدی برای امنیت و جان مردم

امروز در داخل ایران، جمهوری اسلامی همچنان با صدایی بلند با جهان سخن می‌گوید، در حالی که صدای مردم عادی کاملا قطع شده است

در زمان جنگ، غیرنظامیان تقریبا به اندازه غذا یا سرپناه، به اطلاعات نیاز دارند. آن‌ها باید بدانند آیا جاده‌ای امن است یا نه، کدام بیمارستان‌ها هنوز فعال‌اند و آیا هشدار تخلیه واقعی است یا فقط شایعه‌ای است که افراد هراسان دست‌به‌دست می‌کنند، اما امروز در ایران، دسترسی به بخش زیادی از این اطلاعات عملا مسدود شده است.

به گزارش نیوزویک و بر اساس داده‌های گروه‌های پایش اینترنت مانند نت‌بلاکس، سطح اتصال اینترنت در داخل ایران به حدود ۱ درصد حالت عادی کاهش یافته، با این حال به‌طور کامل قطع نشده است و به نظر می‌رسد دسترسی به اینترنت از طریق درگاه‌های متمرکز و با استفاده از فناوری موسوم به بازرسی عمیق بسته‌های اینترنتی (Deep Packet Inspection)، فیلتر می‌شود. یعنی ابزاری که به مقام‌های جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد کنترل کنند چه کسانی می‌توانند با جهان خارج ارتباط برقرار کنند.

به این ترتیب مقام‌های دولتی و رسانه‌های همسو با حکومت همچنان ویدیوها و بیانیه‌های کاملا حساب‌شده خود را در فضای آنلاین منتشر می‌کنند، اما مردم عادی در ایران، از جمله پزشکانی که می‌کوشند از تلفات گزارش مستند تهیه کنند، خانواده‌هایی که در جست‌وجوی بستگان ناپدیدشده خودشان‌اند، و روزنامه‌نگارانی که تلاش می‌کنند عکس‌هایی را بارگذاری کنند، در اغلب موارد قادر به انجام دادن این کارها نیستند.

این وضعیت یک قطعی معمولی اینترنت نیست، بلکه تلاشی هدفمند برای سرکوب ارتباطات غیرنظامیان در شرایطی است که بنگاه‌های خبری دولتی همچنان فعال باقی مانده‌اند.

البته جمهوری اسلامی نخستین کشوری نیست که چنین کاری انجام می‌دهد. این روش در واقع بازتاب الگویی گسترده‌تر در بحران‌های مدرن است؛ جایی که دولت‌هایی که خود را در معرض تهدید می‌بینند، کنترل زیرساخت‌های ارتباطی را به‌عنوان یک ابزار راهبردی به کار می‌گیرند و دسترسی را به‌گونه‌ای محدود می‌کنندد که توانایی مردم عادی برای بیان و انتشار اطلاعات محدود شود، در حالی که امکان تبلیغ و شکل دادن به روایت رسمی برای خودشان محفوظ بماند.

نمونه‌های چنین وضعیتی پیش‌تر در گزارش اخبار جنگ ایران و عراق هم دیده شده بود. در آنجا نیز دولت‌ها در لحظات حساس ارتباطات را قطع می‌کردند. وقتی خطوط ارتباطی خاموش می‌شوند، برای مخدوش شدن حقیقت فرصت به وجود می‌آید، شایعات به‌سرعت گسترش می‌یابند و بازیگر قوی‌تر در صحنه می‌تواند ماجرا را پیش از آنکه دیگری فرصت پاسخ پیدا کند، به میل خود روایت و این روایت رسمی را به نسخه غالب بدل کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

تبلیغات همواره همراه جنگ‌ها بوده است. هر دولتی که درگیر منازعه است‌ (از جمله ایالات متحده و اسرائیل و همچنین جمهوری اسلامی) می‌کوشد بر نحوه گزارش رویدادها تاثیر بگذارد. آنچه امروز تغییر کرده، دقت فنی است که اکنون مقام‌ها می‌توانند با آن، جریان اطلاعات را مدیریت کنند. اینکه به جای خاموش کردن همه، دسترسی را به‌صورت انتخابی محدود و مخالفان را ساکت کنند، در حالی که بلندگوی خودشان کاملا فعال باقی بماند.

نمونه‌های مشابهی از این تاکتیک در سال‌های اخیر در کشورهای دیگر نیز دیده شده است. در پاکستان هنگام انتخابات سال ۲۰۲۴، قطع گسترده شبکه‌های تلفن همراه رخ داد. در بنگلادش نیز سال گذشته، مقام‌ها در جریان اعتراض‌های مربوط به سهمیه‌ مشاغل دولتی، ۱۱ روز اینترنت را قطع کردند و سپس اینترنت پرسرعت را ابتدا برای بانک‌ها و بخش صادرات بازگرداندند، در حالی که عموم مردم چند روز بیشتر آفلاین ماندند.

نمونه‌های قدیمی‌تر در جریان بهار عربی هم رخ داد؛ زمانی که دولت‌ها در مصر، لیبی و سوریه دسترسی به اینترنت را محدود کردند تا هماهنگی میان معترضان را کند کنند. ارتش‌هایی که عملیات تهاجمی انجام می‌دهند، نیز از این روش استفاده می‌کنند. در اوج عملیات نظامی اسرائیل در غزه، اتصال اینترنت بارها قطع شد.

هدف معمولا یکسان است: حفظ کنترل بر روایت رویدادها، در حالی که توانایی مردم عادی برای به چالش کشیدن آن در همان زمان، محدود می‌شود.

با این حال باید توجه داشت که پیامدهای این مسئله بسیار فراتر از کنترل پیام‌‌های سیاسی است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده که محدودیت‌های فعلی اینترنت در ایران باعث شده است میلیون‌ها نفر در جریان درگیری‌های جاری، به اطلاعات پایه ایمنی دسترسی نداشته باشند. غیرنظامیانی که زیر بمباران قرار دارند، باید بدانند کدام جاده‌ها باز است، خدمات درمانی کجا ارائه می‌شود و آیا مسیرهای تخلیه واقعی‌اند یا شایعاتی خطرناک. وقتی کانال‌های ارتباطی از بین می‌روند، این تصمیم‌ها بسیار دشوارتر و خطرناک‌تر می‌شوند.

در درگیری‌های امروز، اتصال اینترنتی یکی از عناصر حیاتی برای حفاظت از جان غیرنظامیان است. بر اساس حقوق بشر بین‌الملل، طرف‌های درگیر موظف‌اند تا حد امکان برای حفاظت از غیرنظامیان اقدام‌های احتیاطی انجام دهند. وقتی آن‌ها توانایی یک جمعیت را برای ارتباط برقرار کردن در جریان جنگ عامدانه محدود می‌کنند‌ــ در حالی که کانال‌های ارتباطی خودشان را باز نگه می‌دارند‌ــ این صرفا یک انتخاب فنی در حوزه سیاست‌گذاری نیست و بر این امکان که غیرنظامیان بتوانند به امنیت برسند، کمک پیدا کنند یا دیگران را از خطر آگاه کنند، مستقیم تاثیر می‌گذارد.

با این حال، متاسفانه جامعه بین‌المللی قطع اینترنت را بیشتر به‌عنوان مسئله‌ای در حوزه حکمرانی دیجیتال تلقی می‌کند تا مسئله‌ای انسانی. در حالی که این نگاه اکنون به‌طور فزاینده‌ای منسوخ‌شده محسوب می‌شود.

در شرایط اضطراری، سازمان‌های امدادرسان عمدتا ابتدا بر ارسال غذا، دارو و سرپناه تمرکز می‌کنند و تاب‌آوری ارتباطی اغلب مسئله‌ای ثانویه تلقی می‌شود که باید بعدا به آن پرداخت. در حالی که در جهان امروز که توزیع کمک‌ها، هشدارهای تخلیه و هماهنگی‌های اضطراری هم به‌طور فزاینده‌ای به شبکه‌های دیجیتال وابسته است، توانایی ارتباط برقرار کردن دیگر یک گزینه اختیاری نیست، بلکه یک الزام پایه‌ای و اساسی است.

کاروان‌های کمک‌رسان که نتواند درباره مسیرهای امن به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای دریافت کند، ممکن است هرگز به مقصد نرسد. بیمارستان صحرایی که نتواند محل خود را اعلام کند، ممکن است در دریافت تجهیزات با مشکل روبرو شود. خانواده‌ای که نتواند صحت هشدار تخلیه را بررسی کند، ممکن است مجبور شود میان ماندن در خطر یا حرکت به سوی آن، یکی را انتخاب کند. وقتی ارتباطات از بین می‌رود، سیستم‌هایی که برای حفاظت از غیرنظامیان طراحی شده‌اند شروع به فروپاشی می‌کنند..

البته راهکارهایی فنی برای حل این مشکل وجود دارد.  مثل ابزارهای «شبکه مش» (Mesh networking) که به تلفن‌ها اجازه می‌دهد بدون تکیه بر اینترنت، پیام‌ها را میان یکدیگر منتقل کنند. مسیرهای واسطه‌ای استتارشده برای عبور از فیلترینگ هم می‌توانند ترافیک اینترنت را به‌گونه‌ای هدایت کنند که از سد سامانه‌های سانسور عبور کند. پایانه‌های ماهواره‌ای هم این امکان را فراهم می‌کنند که کاربران مستقیم به شبکه جهانی متصل شوند، اما هیچ‌یک از این راه‌حل‌ها به‌طور کامل قابل‌اتکا نیستند، به‌ویژه زمانی که دولت‌ها فشار مستمر اعمال می‌کنند. حتی برخی از این روش‌ها می‌توانند برای کسانی که از آن‌ها استفاده می‌کنند، خطراتی جدی به همراه داشته باشد.

حفاظت از ارتباطات غیرنظامیان در بحران‌ها مستلزم آمادگی پیش از آغاز درگیری‌ها است. مثل فراهم کردن زیرساخت‌های ارتباطی از پیش مستقرشده، چارچوب‌های حقوقی قوی‌تر که قطع عمدی اینترنت را به‌عنوان نقض احتمالی حقوق بشر به رسمیت بشناسند و توجه مداوم جامعه بین‌المللی به این موضوع. زیرا وقتی شبکه در میانه یک درگیری، از کار می‌افتد، دیگر فرصت ایجاد چنین حفاظت‌هایی عملا از دست رفته است.

امروز در داخل ایران، جمهوری اسلامی همچنان با صدایی بلند با جهان سخن می‌گوید، در حالی که صدای مردم عادی کاملا قطع شده است.

اگر جامعه بین‌المللی واقعا در مورد حفاظت از غیرنظامیان در زمان جنگ جدی است‌ــ‌ نه فقط پس از وقوع تراژدی‌ها، بلکه همان لحظاتی که اطلاعات می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد‌ــ باید شبکه‌های ارتباطی را هم به‌عنوان زیرساختی در نظر بگیرد که ارزش دفاع و حفاظت دارند.

بمب‌ها و موشک‌ها تیتر خبرها را می‌سازند و تیراندازی‌ها خبرساز می‌شوند، اما آسیب واقعی اغلب در سکوت رخ می‌دهد.